خودم سرچشمه عواطف و احساسات خودم هستم !
به! به !
پس هر وقت خودم بخوام می تونم احساس بسازم و یا احساس خودمو تغییر بدم!
گاهی وقتا فکر می کنیم بد حال بودن طبیعیه ، ولی گاهی شده برای خوشحال بودن دنبال دلیل می گردیم!
واقعا چرا؟!
همین الان خود خودم تصمیم گرفتم خوشحال بشم ! ولی نه از دیروز تصمیم گرفتم که خوشحال باشم ، یعنی معمولا خوشحالم ! از دیروز سال جدید برام شروع شد و بیشتر خوشحالم ! دفتر زندگیم هم تغییر دادم ! آفرین به خودم!
من برای شادی و خوشحالی به دلیلی نیاز ندارم ! به پولی هم که خیلیا درگیرشن هم نیازی ندارم !
زنده ام پس باید خوشحال باشم !![]()
اما خودمونیم یکی که نیست من رو بشناسه ! قبلنا فکر می کردم حتما باید اتفاق خاصی بیفته تا خوشحال بشم !
یا این که باید یه آدم شادی چون خودم باشه تا خوشحال بشم!![]()
حالا اون قدیما بود ، الان مهمه که جور خوشگلی فکر می کنم ، این که دلیلی برای خوشحالی لازم نیست ، خوشحال باش!![]()
اما واقعا بعضی وقتا دیدین که یهویی احساسات منفی حمله می کنند به ما؟
گاهی نادیدشون می گیریم ! میگیم بیخیال !ولی این پروها مگه از رو می رن !
میتونیم از بین ببریمشون ، احساسات منفی رو می گم!
اما ناقلا ها دوباره از یه راه دیگه و حتی به یه شکل دیگه ظاهر می شن !
گاهی با خودم می گم این دله رو بزنم به دریا و مثل موج شیرجه بزنم به دل این دریای احساسات !
اما این جوری احساس تاسفه می آد !
منم خوشم نمیاد از تاسف!
گاهی هم میگم باهاشون فخر بفروشم ! مثلا بگم " چیه فکر می کنی وضع تو فقط بد !" " وضع او داغون تر " اما من و فخر فروشی ؟!
محاله ؟!
اینه که خیره می شم به یه جا
با خودم می گم : یعنی بهترین کار چی می تونه باشه ؟!چی می تونه باشه جز برخورد موثر در موقعیت و یافتن یه راه حل خوشگل !
گفتم که سرچشمه این احساسات خودمم پس خودم باید خوشگل تغییر کنم!
ما را در سایت خدا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 97